دو روز با یلدا

امروز بابای نی نی از ماموریت اصفهانش برمی گرده. دیشب اولین شبی بود که با نی نی تنهای تنها بودم. اما خوشبختانه یلدای گلم اصلا اذیت نکرد. البته منم خیلی خودمو باهاش تطبیق دادما. دیشب تا ٣ بیدار بودم و آخرشب هم دایپرشو عوض کردم تا راحت بخوابه.

دیروز فهمیدم که دوست خوب دوران دانشجوییم "پرستو" هم بارداره و هفته دیگه داره وضع حمل می کنه. حتما میرم پیشش و عکس آقا سام گل رو می ذارم. 

یلدا بدجوری تمایل به مک زدن داره و حتی وسط شیر خوردن اگه یکم سرش منحرف بشه حتما انگشت دستش یا آستینش یا پیرهن منو خیس خالی می کنه.

موقع خواب حتما هردو دستشو به سمت بالا می گیره. این حالت بی بروبرگرد در تمامی حالات خواب یلدا دیده میشه مگر اینکه خودمون به پهلو خوابونده باشیمش که دستاش جلو قرار می گیره.

در طول خواب حرکات صورتش دیدنیند. همه جور حالتی رو میشه تو صورتش دید: درد،‌ترس، گریه، خنده، اخم... حتی گاهی دستشو به سمت یه چیزی دراز می کنه، یکم نگه میداره و بعد میارش پایین.

تازگیا یه چندباری شیر بالا آورد: البته بخاطر سریع خوردنشه که یدفعه بیشتر از ظرفیت معده اش می خوره.

دیشب که باباش نبود یکم بی قراری می کرد. هر چی هم سعی می کردم آرومش کنم نمی شد. جدی فکر کنم دلش واسه باباییش مثل من تنگ شده بود.

دیروز برای اولین بار تنهایی حمومش کردم. خیلی سخت بود چون اولا یلدا خیلی لیز شده بود و باید یکم می سابیدمش تا لیزیش از بین بره و ثانیا آب نباید تو گوشاش می رفت.

یلدا بیدار شد. فعلا خداحافظ

 

/ 0 نظر / 14 بازدید