با تشکر از والاترین

سلام به هر کسی که به من و نی نی نوشته سر می زنه.

تنها چیزی که در این دو روز برای من اثبات شد، عشق لایتناهی خدا به بندگانشه. فقط اون می دونست که من از ته قلبم آرزوی داشتن یه دخمل داشتم تا:

به روش خودمون بزرگش کنم،

‌که بهش یاد بدم هرکس تو قلب آدم جای خودشو داره،

هیشکی نیومده که جای یکی دیگه رو تنگ کنه،

که بهش بگم برای همه به یک میزان احترام قائل شو چون احترام بیش از حد آدمارو پررو و رودار می کنه (اما برای بزرگتر خانواده و کلا خانواده  بیشتر از همه وقت و اهمیت قائل شو)،

چه دوست چه دشمنو ببین و بشناس.

از سختی ها نترس، همیشه بعد از یه سختی بزرگ یه موفقیت بزرگ در انتظارته اگر بدونی و آگاه باشی که چرا این سختی رو باید تحمل کنی.

آگاهی تو به مسائل روز بالا ببر هر چند بهشون علاقه مند نباشی و هر چند مرتبط با فیلد کاری تو نباشن.

 

فقط اون بزرگ رحیم خبر داشت که دل من پر می زد برای اینکه به همه بگم اشتباه می کنین. نی نی ما پسر نیست یه دخمل ناز و کوچولویه. یه نی نی با دست و پای بلوری، سفید سفید مثل برف با موهای لخت مشکی مثل کوچیکی های بابایی. (مثل همونی که خاله الا تو ذهنش ساخته). یه نی نی که فقط مال من و باباییه: خدا خواست که باشه و الان به خواست خودش شده یه دخمل خوشگل و مامانی.

خدا جونم می دونم که خیلی وقتا خواستی دستمو بگیری، خواستی منو بالا بکشی، خواستی به جایی که آرزو دارم برسونی اما خواسته یا ناخواسته همیشه این من بودم که کم آوردم، که وسط راه بریدم، که دیگه ادامه ندادم، هر دفعه به هر علتی. اما تابحال دو بار به دست خودت منو به راه خودت برگردوندی (یا لااقل من ناچیز این طور می بینم که این دو بار دست تو منو نجات داد). بار اول سر ازدواج من بود که دستت از آستین مامان بیرون اومد و منو به بابای نی نی رسوند و گرنه هیچ کس و هیچ چیز نمی تونست منو وادار به ازدواج کنه. این بار هم سر نی نی دار شدن ما است که خودت خواستی که باشه و شد. می دونم که این ودیعه توئه واسه ما تا ببینی چطور از پس تربیتش برمیایم.  پس کمکمون کن تا به بهترین شکلی که شده به یه خانوم کامل نزدیکش کنیم. لبخند لبخند

من، بابای نی نی، مامان بزرگ نی نی، خاله نی نی، بابابزرگ نی نی و خود نی نی همه ازت می خوایم ما رو به هرچی خیر و صلاحمونه نزدیک کنی و از شر و تاریکی و گمراهی محفوظ نگه داری.

  

/ 0 نظر / 7 بازدید