ناگهان هفته 37

سلام به تمام دوستان.

هر چی به تولد نی نی نزدیک تر میشیم، سیل کاره که به سمت آدم سرازیر میشه. علت دیر اومدنم هم همین بود. البته در طول این هفته دو تا کلاس هم یکی روز شنبه ٢١ آذر با خانوم صفری و یکی هم روز دوشنبه ٢٣ آذر با خانوم پورنقاشان تو بیمارستان شرکت نفت داشتیم. ماماهای بیمارستان شرکت نفت خیلی گل و دلسوزن و هر کاری بگی میکنن تا بتونن به خانومای باردار کمک کنن. البته از دو سه تا متخصص زنان این بیمارستان هم مثل خانوم دکتر علیزاده و جلالی زند خیلی تعریف می کنن.

تو کلاس روز شنبه تعدادمون زیاد بود ولی اکثرا ماه های اول بارداری بودن. کلاس عمدتا در مورد تغییرات اندام ها و دستگاه های بدن در طول بارداری بود. آخرش هم یه تعدادی ورزش بهمون گفتن و در آخرش هم relaxation داشتیم.

کلاس روز دوشنبه مربوط به پدران بود و من با بابای نی نی رفتم که به نظرم مفید بود. در مورد اولین برخوردهای پدر و مادر با نی نی تا آروم کردنش، حموم کردنش و ریزه کاریاش خیلی نکاتو خانوم پورنقاشان گفت و واقعا کم نذاشت که دستش درد نکنه. بعدش رفتیم فروشگاه رفاه سه راه جمهوری و واسه نی نی ست جانسون و پوشک پمپرز خریدیم.    

راستی پریروز یکشنبه 22 آذر هم ست جدید مبل و تخت نی نی رو که چمعه از یافت آباد گرفته بودیم آوردن. تخت نی نی مون خوشگله و دوحالتیه (یعنی هم ثابت میشه و هم گهواره). تو پستای بعدی حتما عکسشو می ذارم.

تا دیروز فکر می کردم که نی نی ٣۵ هفته و ۵ روزشه اما سونو گفت که ٣۶ هفته و ٢ روزه است. یعنی کدوم درسته؟؟ برای سونو رفتیم خود بیمارستان پیش خانوم دکتر فرج اله که خود خانوم دکترم پیشنهاد کرده بود. نی نی چرخیده و وزنش حدود 2800 بود. حتما عکساشم می ذارم.

امروزم وقت دکتر دارم. فردا حتما می نویسم خانوم دکتر چی گفت و چه توصیه هایی کرد.  

راستی دخمل پسرخاله ام روز یکشنبه 22 آذر ساعت 12 ظهر تو بیمارستان 22 بهمن مسجدسلیمان به روش سزارین دنیا اومد. هزا ماشااله 4 کیلو بود. اسمش احتمالا "راژیستا" است که معنیش میشه "دادگر"! یکم اسمش سخته و هیشکی یادش نمی مونه....

فردا بازم میام و سر می زنم. لطفا برام دعا کنین که خیلی محتاجم.

/ 0 نظر / 21 بازدید