اولین سالگرد وبلاگمون با مقداری تاخیر

خیلی بده که آدم اولین سالگرد آفرینش این وبلاگ رو فراموش کنه.مدت زیادیه که دارم تلاش می کنم چیزی رو فراموش نکنم و تا حد زیادی هم موفق شدم. اما این یکی به طرز خارق العاده ای از لای انگشتام در رفت.

حالا واسه اینکه صاحبخونه (یلدا جونی) منو ببخشه اول این بادکنکا رو بترکون:

بترکونشون یلدا جونم

 

 

و حالا با تقدیم احترامات به تمامی دوستان عزیز تشریف بیارین یه کیک کوچولویی تدارک دیدیم با همدیگه میخوریمش.

 

کیک اولین سالگرد

 

وزن یلدا در 8 ماه و بیست روزگی اینطور بود:

وزن: 8 کیلو و 700 گرم

قد: 70 سانت

دور سر: 45 سانت

همه چیش خوبه فقط وزنش منو نگران می کنه. وزن آخر 6 ماهگیش 8 و 300 بود و این نشون میده که تو این سه ماهه حتی یک کیلو هم اضافه نکرده. نمی دونم نگرانی من درسته یا نه؟؟ اما خوب حرکاتش به مراتب زیاد شده. به تمام پایه های میز ها و عسلی ها و مبل ها آویزون میشه تا وایسه. تازه لبه شیشه میزها رو هم به لثه هاش میسابونه که از صداش مو به تن آدم سیخ میشه. زیر میز عسلی میره و از زیر شیشه خیره میشه یا آدم.  دوباره میام و هم از کاراش میگم و هم چندتا عکس میذارم.

راستی فهیمه جونم وبلاگ سپهر جون خیلی مبارکه. میدونم که خیلی دوست داشتی سپهر هم وارد دنیای سایبری و وبلاگیها بشه. ایشالا خدا به همه مامانا عمر باعزت بده تا واسه نی نی هاشون از این کارا بکنن. حمیده خانومی رو نکرده بودی چرا این وبلاگ خوشگله رو زودتر؟!....... خوش به حال سبحان که آش دندونیشم پخته شد. ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

 

 

 

 

/ 6 نظر / 16 بازدید
محب ولایت

_______(¯`:´¯) _____ (¯ `•✦.•´¯) _____ (_.•´/|\`•._) _______ (_.:._)__(¯`:´¯) __(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.✦.•´¯) (¯ `•✦.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._) (_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶ __(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶ ____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶ _____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ______(¯ `.✦.•´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶ ______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶ _______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶______¶_¶_¶¶¶¶(¯`:´¯)¶¶¶¶

معصومه

عجب کیک خوشمزه ای بود . تولد وبلاگ یلدا خانم هم مبارک

زهره (مامان طاها )

مبااااااااااااااارک باشه خوشکل خاله تولد وبلاگت ایشالا هم خودت هم وبت 120 ساله بشین عزیزم[قلب] این گلا هم برا تبریک از طرف من و طاها [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

امیر سیدولی زاده

ای بابا اسم این اضافه وزن رونیار که دلم خونهههههههههه امیر در پایان 9 ماهگی 7750بود من چی بگم؟

فهیمه

مبارکه و مبارکه و مبارکه[قلب] عروس خودمه این دخمله.. آره سمیرا خیلی دوست داشتم برای سژهر بلاگ درست کنم اما فکر می کردم که سخته.. الان خیلی ژشیمونم که چرا اینکارو دیر انجام دادم.. کلی ثبت خاطره های شیرین رو از دست دادم.. مخصوصا بارداریمو...[ناراحت]

مامان طاها

سلام دلم هوای دخملی یه ملوست رو کرد گفتم یه سر بزنم به وبش [قلب]ببوسش از طرفم ناناز خاله رو [ماچ]