چکاپ ماه هشتم (30 هفته و 5 روزگی)

دیروز (یعنی ١٩ آبان ١٣٨٨)برای چکاپ ماه ٨ رفتم پیش خانم دکتر منصف. چون وقت نگرفته بودم حدود یک ساعت معطل شدم. در این مدت با خانمی صحبت کردم که دخترشون ٩ ماهه باردار بود. سه سونوی آخری که رفته بودن گفته بودن نی نی دختره و می خواستن اسمشو بذارن کوهستان. بار اولی بود که این اسم برای یه دختر کوچولو به گوشم می خورد. دوتاشونم می گفتن انتخاب باباشه که خیلی هنرمنده!! مامان نی نی آینده هم می خواست طبیعی زایمان کنه.

بالاخره ساعت ۵ بود که رفتم تو. خانم دکتر با روی باز از من استقبال کرد و سریع گفت برو رو وزنه که بزنم به تخته، گوش شیطون کر ٢ کیلو بالا رفته بود و شده بود ۶۵. فشارم هم ٨ بود که خانم دکتر پرسید سرگیجه نداری؟؟ گفتم: نه، اگه از این حدود بالاتر بره، سرگیجه می گیرم. بعدشم با هم به صدای قلب نی نی گوش دادیم. از روی سایز شکمم که چقدر از ناف بالاتر اومده گفت که نی نی ٣٢ هفتشه که ما به همون سونو اطمینان می کنیم و می گیم: ٣٠ هفته و ۵ روز.

در مورد شروع دردهای زایمان ازش پرسیدم. تاکید خیلی زیادی روی پیاده روی داشت که منم از خودم مطمئنش کردم. گفت اگه تحرک داشته باشی مطمئن باش به مشکل نمی خوری. اما گفت راه های دیگری هم برای القای مصنوعی درد هست مثل انما (تنقیه)، خوردن روغن کرچک، ماساژ و stripping (امیدوارم درست نوشته باشم).

من شخصا بین بیمارستان شرکت نفت و بیمارستان چمران گیر کرده ام. نفت خیلی خوبه چون تمام پرسنلش دوستای مامانن و خیلی هوامو دارن. اما یکم هزینه برداره که اگر 1% کارم به سزارین بکشه به حدود 900 تومان می رسه، صد البته طبیعی کمتر می شه. اما چمران برام مجانیه چون بابای نی نی بیمه نیروهای مسلح داره و یه قرونم ازمون نمی گیرن. هنوز دارم فکر می کنم که میشه این 900 تومنو به هزارتا زخم دیگه زد. از طرف دیگه مگه آدم چندبار تو عمرش نی نی دار میشه؟ اگه حالشو دارین یکم به من کمک فکری بدین. ممنون

البته دکترم گفت که یکی از دوستانش که متخصصه هم توی چمران هست که می تونه منو بهش معرفی کنه. اما بازم حضور کسی که 9 ماه باهات اومده یه چیز دیگه است.

قرار شد چکاپ بعدی 3 هفته دیگه باشه و منم تزریق دوم واکسن دوگانه ام رو انجام بدم.

در مورد کلاس های آموزش شیر و ورزش و این قضایا پرسیدم، گفت که با پرسنل درمانگاه زنان بیمارستان نفت صحبت کنم. امروز زنگیدم و فردا (اگه بابای نی نی بیاد و هی نگه مرخصی ندارم، ندارم) با بابای نی نی داریم میریم کلاس پدر شدن. حتما میام و تعریفشو می کنم. کلاساش حدود 8 جلسه 2 ساعته است و رایگانه.

یه موضوع خیلی مهم دیگه که دیروز شنیدم در مورد بدحال بودن بهروز بقاییه. فکر نکنم کسی باشه که نشناسدش. من "نوعی دیگر" شو خیلی دوست داشته و دارم. الان توی ICU بستریه و بعلت کاردیومیوپاتی که داره دچار سکته مغزی هم شده اما بالنسبه حالش از دو روز قبل که اونجا بردنش بهتر شده. دکترش دیروز از مردم درخواست کرد براش دعا کنن چون واقعا سنی نداره. منم براش دعا می کنم. شما هم از دعاهاتون محرومش نکنین.

ضمنا فردا می ریم رشت و جمعه برمیگردیم. برام دعا کنین که کاملا بی خطر باشه چون آخرین سفر دوران بارداریمه.  

/ 1 نظر / 29 بازدید
شریک کودکیهای من شوید

مواظب خودت باش خانومی-ماه هشتم ماه حساسیه.... دوست دارید قسمتی از خاطرات کودکیت من و نسل منو ( بچه های دهه 60 شمسی) رو داشته باشید-به وبلاگ من سر بزنید هم چیزهای قشنگ ببینید و هم چیزهای قشنگتر تهیه کنید-گریه - خنده -بغض و دلتنگی همه یکجا در وبلاگ من موجوده..... اگر هم به فکر زندگی و یا کار و سفر به جزیره زیبای کیش هستید همین الان به وبلاگ دیگه من kish2010.persianblog.ir مراجعه کنید- خوشحال می شم میزبان شما در جزیره زیبای کیش باشم و یا بتونم کمکی به شما بکنم....