یلدا: سینه خیز

از چی شروع کنم که خوشمزه تر باشه؟؟؟؟

خوب اول از غذاهای یلدا بگم: یلدا الان دو وعده غذا در روز میخوره. این دو وعده شامل سرلاک یا فرنی در روز و سوپ در عصره. سرلاک برنج و شیر رو گاهی با آب جوش درست می کنیم و گاهی دوباره توش شیر میریزیم. گاهی هم توش سیب رنده می کنیم. این یه قلمو خیلی خوب می خوره. و اما سوپ های عصر یلدا چون چاشنی نداره یخورده بی مزه است واسه همین توش یه کوچولو شیر کم چرب و کره می ریزیم. معمولا سوپش مجموعه ای از گوشت گوساله، برنج به اضافه یه گیاه یا حبوباته. اینو به سختی می خوره و با هزار دنگ و فنگ و تبدیل قاشق به ماشین و هواپیما و خندوندن مادمازل بالاخره توی دهانشون می ریزیم. یک یا دو وعده در روز هم آبمیوه می خوره که یکیش معمولا آب سیبه و حتما بعد از آهن خورده میشه تا هم به جذب آهن کمک کنه و هم طعم تلخ دهانشو برطرف کنه. اون یکیش متغیره اما هیچوقت از مرکبات نیست.

و اما غذاخوردنش دیدنیه چون تمام خونه و پیش بند وصندلی و لباساش و لباسای من بدبخت با غذا کاملا پوشیده میشه. حتما عکسشو میذارم.

اما خبر بسیار خوب اینکه از اواخر تیر ماه موهای یلدا شروع به پرشدن کرده. خیلی خوشحالم که بدون کچل کردن بچه این اتفاق افتاد. دلم نمی اومد کچلش کنم. ملاج یلدا خیلی کوچیکتر شده. هنوز در کمال بهت و حیرت ما (چون برخلاف شباهت ظاهریش به بچه گیهای من در این مورد اصلا به من نرفته) دخملم بی دندونه. آب دهنش همه جا رو برداشته و هر چی ببینه به لثه هاش میکشه. مورد جدیدی که وارد دهانش می کنه پاهاشه. تمام مدت توی دهانش هستن. به هر دو طرف غلت می زنه و میتونه برگرده دوباره روی شکم. الان به صورت سینه خیز قشنگ کل حال رو میتونه بره و اگه مراقب نباشیم زیر مبل ها باید پیداش کنیم. هیچ تمایلی به نشستن نشون نمیده. به قول گیلدا دروازه بان هم شده: دوتا پاهاش و سرشو روی زمین فشار میده اما الباقی بدنش بالا هستند.

الان دیگه کلسیم یلدا قطع شده اما کماکان ویتامین AD و قطره آهن رو می خوره.

جمعه، شنبه و یکشنبه به همراه بابایی یلدا و خود مادمازل راهی تبریز هستیم. با یه عالم عکسای خوشگل خوشگل برمی گردم.

اینم چندتا عکس از اوایل 6 ماهگی یلدا. اینجا هنوز پای یلدا به دهانش نمی رسید.

 

یلدا در 6 ماهگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یلدا در 6 ماهگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

یلدا در 6 ماهگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 12 بازدید
حمیده(مامان سبحان)

سلام ثمین جون پس عکسا کوشن ! من و سبحان ذوق کردیم کلی عکس می خوایم ببینیم بعدشم دلیل خاصی داره گوشت گوساله میدی؟

حمیده(مامان سبحان)

سلام ثمین جون پس عکسا کوشن ! من و سبحان ذوق کردیم کلی عکس می خوایم ببینیم بعدشم دلیل خاصی داره گوشت گوساله میدی؟

نندی

حیف که عکساتو ندیدم[ناراحت]

گیلدا

سمیرا جان عزیزم هیچ کدوم از عکس ها نمیاد هاااا بعدشم امیر و یلدا بس که تفاهم دارن دوتایی دندون در نمیارن

پریا

چقدر جالبه چون بچه ها توی یه سن خاص کارهای مشابه انجام میدند همین کاری که میگی مثل دروازه بان پرهام هم انجام میده خیلی بامزه است و من همیشه کلی می خندم .

پریسا

یلدا ناز ناری عسل خاله دوستت دارم فدای چشمای ناز و معصومت

حمیده(مامان سبحان)

ای جان قند و نبات خاله یلدا خوشگلم به قول خاله پریسا با اون چشمای نازت با دو تشک قشنگت جووووووووووووووووووووووووون

لیلی مامان آراز

پس دارین می رین به شهر ما! امیدوارم بهتون خیلی خوش بگذره. جای منم خالی کنین. دختر گل گلیتون رو هم خیلی ببوسین....