نی نی نوشته
توی دو پست قبلی که عکس گذاشته بودم، بعلت فیلتر شدن سایت، عکس ها باز نشد. از پریا جون ممنونم که سر زده بود. تو این عکس یلدا 66 روزشه. یه اتفاق قشنگ: امروز صبح طرفای ساعت 7 که یلدا بغل من بود و هنوز باباییش از خونه بیرون نرفته بود و داشت با یلدا بازی میکرد، یلدا در حال خندیدن یه "آغو"ی خیلی واضح و بامزه گفت که من و باباییش هر دو به خنده افتادیم. ضمنا روی یلدا به سمت من بود و وقتی باباش از پشت سرش اسمشو صدا زد، خیلی قشنگ روشو به سمت باباش برگردوند. با اینکه صبح زود بود و یلدا هم گیج خواب، اما به راحتی این عکس العمل ها رو نشون میداد. من بخورم دخملمو که اینقد زود همه چیو می گیره. دختر قشنگم انشااله هر چه زودتر زبون باز کنی و با هر کلمه ات خونه دل ما رو روشن تر کنی. به امید اون روز دوستت داریم و برای موفقیت تو از جون مایه می ذاریم. دیشب هم یلدا خیلی خوب خوابید. دارم دقیقا می بینم که اگه من شبها طرفای 12 بخوابم، به خواب یلدا هم کمک میشه. دیشب همین اتفاق افتاد و تقریبا هر دو ساعت بیدار شد، شیرشو خورد و اگه پی پی کرده بود، عوضش کردم و خیلی راحت دوباره خوابید. امیدوارم مشکل قدش ( که در حال حاضر یکم از نمودار نرمال پایین تره) با خواب شب برطرف بشه. یلدا در آستانه 3 ماهگی واکسن های پولیو، هپاتیت و DPT رو دریافت کرد. وزنش 5 کیلو و 760 کیلو و قدش 55 سانت بود. همون روز براش قطره استامینوفن شروع کردیم تا تب نکنه و تا شب ادامه دادیم. خوشبختانه غیر از جای تزریق که تا 2 روز بعد درد میکرد عارضه دیگه ای ندیدیم. این هفته هم یلدا اولین مسافرت عمرش به ساری رو تجربه کرد. تجربه خوبی برای من هم بود و دیدم که خوب می تونم توی مسافرت یلدا رو جمع و جور کنم و نذارم که سرما بخوره. البته باید بگم باباییش خیلی کمک کرد و بدون اون حتما یه سینه پهلوی حسابی در پیش داشتیم. اما جونم براتون بگه که خواب شبش نا منظم بود، توی مسافرت بدتر هم شد: یلدا هم مثل من به جابجا شدن بسیار حساسه و اصلا توی رختخواب جدید بند نمیشد و همون خواب نصفه نیمه اش رو هم توی بغل من می خوابید. کلا دو شب سخت واسه من و یلدا بود که به خیر و خوشی تموم شد. با پایان ماه دوم الان یلدا به خوبی من و باباش رو می شناسه. تا اینجا خیلی خوش برخورد بوده حتی به اونایی که بار اوله می بینه لبخند می زنه و تو بغلشون می شینه و خیلی راحت برخورد می کنه.بعد از شیر خوردن حتما مقداری از اونو بالا میاره. دست و پا می زنه حسابی.چشماش هنوز رنگ نوزادی خودشو حفظ کرده. زیاد از شستن خوشش نمیاد خصوصا وقتی پاش به کاسه سرد دستشویی می خوره جیغی می زنه که تا دو سه تا خونه اونورتر شنیده میشه. تو این ماه کتابای "شیوه های تقویت هوش نوزاد" دکتر بئاتریس میلتر رو براش شروع می کنیم و همینطور سی دی های بیبی انیشتن. البته از ماه قبل سی دی هارو براش می ذاشتم اما زیاد گوش نمیداد.














سن کودک
مهارتهای اصلی
(اکثرکودکان انجام می دهند)مهارتهای اضافی
(نیمی از کودکان انجام می دهند)مهارتهای پیشرفته
(تعداد کمی از کودکان انجام می دهند)
1ماهگی
دو ماهگی
سه ماهگی
چهارماهگی
پنج ماهگی
شش ماهگی













